close
تبلیغات
ثبت لینک و بنر در اینجا
کسب درآمد اینترنتی
تبلیغات پاپ آپ
loading...
YourAds Here YourAds Here

تینا فرهادی

بازدید : 36
28 آبان 1399 زمان : 19:8

تعریف گشتالت

گشتالت واژه ای آلمانی است، نامی که برای آن هیچ معادل انگلیسی مطلقی وجود ندارد.

دقیق ترین ترجمه از آن عموما با الگو، ترکیب، شکل و پیکر بندی مطابقت می کند.

گشتالت درمانی

گشتالت درمانی روشی پدیدار شناختی و مبتنی بر رویکرد وجودی است که بر روی عواملی مانند تجارب انسان، مسئولیت افراد، توانایی آن ها برای تامین تجارب زمان حال و نیز تجارب مراجع و درمانگر تاکید می کند.

گشتالت درمانی یک رویکرد است که بر رشد، هشیاری و محتوای هشیاری تاکید دارد که این به معنای تمرکز بر آگاهی در ارتباط با خود، دیگران و جهان است.

فرض بنیادی گشتالت درمانی آن است گه اگر افراد از از آنچه در اطرافشان می گذرد کاملا آگاه باشد، قابلیت «خود گردانی» در محیط خویش را دارند و درمان زمینه ی مناسبی را برای آگاهی و فرآیند تماس برقرار کردن فراهم می کنند.

مفهوم اصلی در گشتالت درمانی

مفهوم اصلی در گشتالت درمانی این است که شخص یک «کل سازمان یافته» و نه مجوعه ای تکه تکه از هیجانات، شناخت ها و رفتارها است.

در عین حال انسان ها نه تنها باید از خود آگاه شوند بلکه باید بفهمند چطور به خودشان لطمه می زند.

این آگاهی نیز با بیان آنچه هم اکنون احساس می کنند ایجاد می شود و آن هم لحظه به لحظه حاصل می شود.

واژگان و اصطلاحات در گشتالت درمانی

  • اضطراب

در گشتالت درمانی، اضطراب، نوعی صحنه هراسی در نظر گرفته می شود، که هر فرد به دلیل تمرکز بیش از حد بر وقایع آینده دچار می شود.

  • رشد

رشد در این رویکرد، به معنای حرکت از حمایت های شخصی است.

رشد مختص به فرد نیست بلکه در ارتباط با محیط و محیط در ارتباط با فرد رشد می کند.

  • آگاهی

این واژه به معنی آگاهی فرد از ارتباط خود و دیگران و جهان است . بهترین حالت، آگاهی، دانش یا حس غیر کلامی است که در اینجا و اکنون اتفاق می افتد.

  • خویشتن

مفهوم خویشتن در گشتالت درمانی عبارت است از فرآیندی که ساختار نهاد، خود و شخصیت را در بر می گیرد.

  • انطباق

فرآیندی است که بدان وسیله فرد، محدودیت هایی را که در آن زندگی می کند را کشف کرده و خود را از غیر خود تمیز می دهد.

  • پرخاشگری

ابزار ارگانیسم نه برای نابودی بلکه برای غلبه بر مقاومت و تماس با محیط برای ارضای نیازهایش

  • کسب موافقت

فرآیندی که در آن مردم شخصیت خود را تقسیم کرده و نوعی خودانگاره به وجود می آورند.

یعنی تصوری از خود که بر اساس معیارهای بیرونی است.

  • خشم معطوف به خود

فرآیندی که بدان وسیله بعضی از کارکردهایی که اصولا از جانب فرد به سوی دنیای بیرون هدایت شده بودند مسیر خود را تغییر داده و به سوی سرچشمه و منشا بر می گردند.

  • خود

فرآیند خلاقی است که فرد را به سوی رفتار خود شکوفایی هدایت می کند.

ویژگی اصلی خود، شکل دهی و تمایز گشتالت است.

  • خودگردانی ارگانیسمی

هر ارگانیسمی سعی دارد به وسیله ی کامروا سازی یا حذف نیازهای به وجود آمده به تعادل حیاتی برسد.

  • درون فکنی

پذیرش مفاهیم، معیارهای رفتار و ارزش های دیگران بدون انتقاد است.

شخصی که همیشه درون فکنی می کند، نمی تواند شخصیت خود را رشد دهد.

  • زمینه

بخشی از زمینه ادراکی که (شکل) نباشد، عنوان زمینه شناسایی می شود.

همراه کردن شکل و زمینه گشتالت را تشکیل می دهد.

  • شکل

چیزی است که در مرکز آگاهی همراه با دقت و توجه قرار دارد.

یعنی آنچه که شخص در حال حاضر بدان توجه می کند.

  • فرافکنی

فرآیندی است که بدان وسیله فرد اجزای شخصیت خود را که قادر به شناخت آن ها نیست یا از شناخت آن ها امتناع می ورزد را به دنیای خارج نسبت می دهد.

  • قدردانی

افراد از طریق قدر دانی خود را کشف می کنند.

قدر دانی شخصی، کودکان را بوسیله ی رشد حس خود و تقدیر از وجود خود هدایت می کند.

تکنیک های گشتالت درمانی

یک گشتالت به معنای کامل کردن چیزی است که بنیانگذاران این رویکرد، آن را یک نیاز ارگانیسمی می نامند.

وقتی یک نیاز ارضاء می شود، گشتالت آن کامل می شود و فرد آزاد است تا به سراغ پرداختن به نیاز تازه ای برود، زیرا وقتی یک گشتالت کامل می شود فضایی باز می شود تا نیازهای تازه ای پدیدار شوند. مراجعان معمولا زمانی برای درمان مراجعه می کنند که در واکنش به شرایط و میدانی (زمینه ای) تغییر یافته، شیوه های متداول آن ها برای سازگاری خلاق کارایی ندارد.

یکی از مهم ترین وظایف گشتالت درمانگر بالابردن آگاهی مراجع است.

آگاهی پیرامون نحوه تفکر و احساس، چگونگی رفتارکردن، آگاهی به آنچه در بدن جریان دارد و اطلاعات مربوط به ادراک، آگاهی از نحوه برقراری ارتباط خود، رابطه اش با افراد دیگر، تاثیری که بر محیط اطراف میگذارد و متقابلا اثری که محیط براومیگذارد.

در کلی ترین روش مشاور سعی میکند تا موارد زیررا ترغیب کند:

  • تشدید وگسترش آگاهی از تجربه درحال انجام
  • هدایت یا تمرکز آگاهی برمسائل پراهمیت قلمدادشده یا اجتناب شده
  • ماندن در اینجا و اکنون

قواعد موردنظر در گشتالت درمانی به شرح زیر هستند:

  • قاعده زمان حال

دراین قاعده، رفتار و احساسات مراجع در زمان حال و موقعیت های جاری مورد تاکید قرار می گیرد و از زمان حال استفاده می شود.

  • قاعده استفاده از پیوستارآگاهی

که در آن مراجع ذهن خود را به جای آنکه به «چرا» معطوف دارد به استفاده از «چه» و «چگونه» معطوف می دارد و دقیقا به احساسات خود می پردازد.

  • قاعده تبدیل سوالات به اظهارنظر

دراینجا اگر مراجع سوالی مطرح کند، مشاور یا درمانگر از او میخواهد تا سوال خود را به صورت یک اظهارنظر ارائه دهد، زیرا برای مقاصد زیادی و ازآن جمله برای امتناع مراجع از کشف واقعیت و حفظ حالت کودکانه و حمایت محیطی به کار گرفته می شود.

  • طرح ها
  • طرح کاریا موضوع ناتمام

دراینجا هرموقع که مراجع کار یا موضوع ناتمامی داشته باشد، از او خواسته می شود آن را به پایان برساند و تمام کند.

  • طرح پذیرش مسوولیت

در این طرح از مراجع خواسته می شود تا برای هریک از رفتارهایش اعلام قبول مسوولیت کند.

برای مثال بگوید «من آگاهم که پایم را حرکت می دهم و من مسوولیت آن را می پذیرم».

  • طرح داشتن یک راز

در این طرح به مراجع آموخته می شود رازی را پوشیده نگه دارد و تصور کند دیگران چه واکنشی نسبت به آن خواهند داشت. در این حالت کم کم دلبستگی او به این راز روشن خواهد شد و احساسات گناه و شرمساری او کشف خواهد شد.

  • طرح به عمل درآوردن فرافکنی

زمانی که مراجع ادراکی را بیان میکند که موید یک فرافکنی است، از او خواسته می شود تا نقش شخصی را که در این فرافکنی وجود دارد بازی بکند و بدین ترتیب کشمکش خود را در این زمینه کشف کند.

  • طرح بزرگ نمایی و اغراق یا طرح تکرار

در این طرح از مراجع خواسته می شود تا رفتار یا بیانی را چندین مرتبه تکرار کند و حتی در برخی موارد رفتار را به رقصی تبدیل کند و یا صدا را بلندتر و موکدتر کند تا بدین وسیله به خودآگاهی برسد.

  • طرح صندلی خالی

زمانی که موضوع ناتمام با فرد دیگری ارتباط دارد، باید مراجع را تشویق کرد تا از طریق گفت وگو و بحث با آن فرد موضوع ناتمام را کامل کند.

چنانچه فرد، دیگر حضور نداشته باشد، توصیه می شود که مراجع با به کارگیری یک صندلی خالی به ایفای نقش با طرف غایب بپردازد و حتی پاسخ های احتمالی او را نیز بیان کند.

ایفای نقش با طرف غایب این ارزش را دارد که مشاور در می یابد که به هنگام مواجهه مراجع با دیگران چه اتفاقی میفتد و عکس العمل مراجع درقبال آنها چیست.

  • طرح صندلی داغ

این روشی است که بدان وسیله شخصی در گروه داوطلب می شود تا با مشاور کار کند و به شناخت احساسات و عواطفش در زمینه موضوعی که در گذشته اتفاق افتاده است نایل آید و آن را تجربه کند.

در این شیوه مراجع برروی یک صندلی، که در مرکز گروه قرار داده شده است، می نشیند و اعضای گروه با طرح سوالاتی از او می خواهند تا احساسات و عواطفش را بروز دهد.

ازدیگر تکنیک های مورد استفاده درگشتالت درمانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • وارونه سازی

در این تکنیک از مراجع خواسته می شود تا نقش رفتاری متضاد با رفتار خود را ایفا کند.

برای مثال به جای آنکه منفعل باشد، با انرژی و مهاجم باشد تا بدان وسیله با جنبه های پنهان شخصیت خود تماس حاصل کند و آن ها را تشخیص دهد.

  • دورچرخیدن

از مراجع خواسته می شود تا اگر چنانچه گفته یا احساسی دارد، درصورت تمایل دور بچرخد و آن را به افراد دیگر در جلسه بگوید.

این تکنیک ممکن است اعمالی مانند لمس کردن، دلجویی و نوازش، مشاهده و متوحش کردن را نیز دربرداشته باشد.

  • تمرین گفت و گو

مراجع بخش هایی از شخصیت خود را که متعارض اند و تجربه شده اند، انتخاب و بین آنها گفت و گو برقرار میکند.

این بخش های شخصیت شامل جزءحاکم شخصیت (فراخود یا الزام ها) در مقابل جزءمطیع (جزءمقاوم منفعل)، حالت تهاجمی در مقابل حالت منفعل، شخصیت خوب در مقابل شخصیت رذل و یک سلسله دوسویه های دیگر می شود.

از مراجع خواسته می شودسعی کند بین هریک از دوسویه های موجود، گفت و گویی برقرار کند تا سرانجام به آگاهی بهتری دست یابد.

بازدید : 58
26 آبان 1399 زمان : 19:7

شفقت درمانی چیست؟

شفقت درمانی یک سیستم درمانی است که توسط بل گیلبرت و تاکید آن بر مهربان بودن، محبت کردن ودرک کردن عمیق خود و دیگران است.

درمان متمرکز بر شفقت یکی از جدید ترین درمان ها در حوزه روانشناسی مثبت-گرا است که نقاط اشتراک زیادی با روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) دارد.

رفتاری که بسیاری از ما در زمان ناکامی و شکست به آن توجه نمی کنیم این است که درد،رنج و سختی که برای ما پیش آمده را با خود انتقام گیری ویرانگر چندین برابر می کنیم.

خیلی از ما وقتی که به چیزی که می خواهیم نمی رسیم، برای مثال آزمونی برای ما مهم بوده و نمره خوبی در آن نگرفتیم، ممکن است با خود بگوییم که تو چقدر ناتوان هستی، تو در هیچ امتحانی قبول نمی شوی، تو همیشه شکست میخوری. تاثیر این جملات بسیار بسیار مخرب است و متاسفانه در خیلی مواقع از تاثیر این جملات آگاه نیستیم.

باید بدانیم که افسردگی و اضطراب از پیامد های حتمی این رفتار است.

بهتر است در این شرایط برای این که درک بهتری از رفتار خودمان داشته باشیم، تصور کنیم که دوست صمیمی خودمان در آزمون شکست خورده، آیا در این صورت حرف ها و انتقاد هایی که از خودمان می کنیم را به او می گوییم؟

آیا به او می گوییم که تو ناتوان هستی، تو در هیچ امتحانی قبول نمی شوی، تو همیشه شکست می خوری؟

ما هیچوقت با این لحن با دوست خود صحبت نمی کنیم، پس چرا این رفتار را با خودمان داریم؟

به همین علت یکی از تاکید های شفقت درمانی بر این است که در مواقع ناکامی جملاتی که به خود می گوییم را به دقت بررسی کنیم.

این کار به ما کمک می کند که درک عمیق تری از رابطه خودمان با هستی درونمان داشته باشیم.

در اصل این کار باعث می شود که رفتاری را که در ناخودآگاهمان با خود داریم را به خودآگاهمان بیاوریم و درمسیر رفع آنها قدم برداریم.

هدف شفقت درمانی

شفقت درمانی به ما کمک می کند تا تصورات منفی را که زاییده مغزمان هستند کنار بگذاریم، تفکراتی مانند خود انتقادی، خود سرزنشگری و قضاوت

همچنین شفقت درمانی سبب می شود نسبت به خود و دیگران شفقت و مهر بورزیم تا بتوانیم در مسیر یکی از رویاهای بشر که آرامش ذهن است گامی برداریم.

هدف این رویکرد کمک به بهبود روانی و هیجانی افراد به وسیله تشویق کردن آنها به مشفق بودن با خودشان و دیگران است.

مواردی که میتوان از شفقت درمانی استفاده کرد

مشقت درمانی برای بیماری مبتنی بر شرم استفاده می شود ولی پژوهش ها نشان می دهد که این روش برای مشکلاتی نظیر: ترک سیگار، چاقی، اختلالات شخصیت، درمان روان گسیختگی، موثر است.

تفاوت شفقت درمانی با اکت (ACT)

اکت درمانی روی فرآیند های توجه اگاهی، پذیرش و تعهد، با تمرکز بر روی رشد شخصی و هیجانی تاکید کرده، ولی شفقت درمانی روی کسب شفقت، تمرین های تمرکز، و اقدام مشفقانه تاکید دارد.

چند تمرین ساده از نظر شفقت درمانی

۱-شفقت درمانی می گوید، هنگام درد کشیدن چند نفس عمیق بکشید دست خود را روی قلبتان بگذارید و با خود بگویید که من در این لحظه در حال درد کشیدن هستم، من الان در حال درد کشیدن هستم، من الان مشکلم را احساس می کنم ولی می دانم که انسان های بی شماری در این این لحظه این مشکل را دارند و در این درد آنها با من مشترک هستند.

این کار کمک زیادی به فرد می کند و فرد این را متوجه می شود که تنها نیست و درد و رنج بخشی از زندگی هستند.

۲-سعی کنیم در مواقع درد و رنج، درد و رنجمان را بپذیریم که این پذیرفتن به معنای تسلیم بودن در برابر عامل درد نیست، بلکه به این معنی است که از درد خودمان فرار نکنیم و یا سعی نکنیم که آن را سرکوب کنیم.

این کار نیز باعث می شود که بدانیم ما تنها در این دنیا درد نمی کشیم.

۳-در مواقع درد، در ذهن خود فرض کنیم یک آدم صبور، مهربان، آرامش بخش با درک بسیار بالا وجود دارد که ما را هیچ قضاوتی نمیکند، چنین فردی را در آغوش می گیریم و درباره تمام مشکلاتمان با اون صحبت می کنیم.

این تمرین باعث می شود آن بخشی از وجود ما که ناراحتی و درد دارد و احساس تنهایی می کند به آرامش برسد.

شاید این سوال پیش آید که تصور چنین فرد خیالی ای چه سودی دارد؟

در پاسخ به این سوال باید گفت در بسیاری از مواقع که احساس درد و رنج داشتیم آیا همین تصور کردن و انتقادات خیالی نبودند که فرد را به ویرانی کشاندند؟ بنابراین می توانیم نتیجه بگیریم که تصور و خیال خیلی تاثیر گذار هستند.

حال هدف شفقت درمانی این است که از جنبه مثبت تخیل شما استفاده کند.

۴-در مواقع درد و رنج به جای آن که خود را سرزنش کنید سعی کنید لحظاتی را به یاد آورید که دیگران به شما محبت می کردند و حال آنها را تصور کنید که به سمت شما می آیند و در این درد به شما کمک کنند و خود را به گونه ای تصور کنید که در حال دریافت انرژی های مثبت از طرف این افراد هستید و از این طریق سعی کنید تلقین ها و تصویر سازی های مثبت را در ذهن خود افزایش دهید.

افکار منفی همیشه در ذهن ما وجود دارند و ذهن ما این قدرت را دارد که ما را فریب دهد، بارها پیش آمده که درباره پیامد کاری نگران باشیم و پس از مدتی متوجه شدیم که نگرانی های ما بیهوده بوده اند.

بازدید : 37
24 آبان 1399 زمان : 19:6

شاید هیچ بخشی از روان شناسی کودکان استثنایی به اندازه ی مشکلات یادگیری باعث ایجاد تحقیقات مختلف و بحث های بسیار متعدد نشده است.

مشکلات یادگیری باعث تعجب و سردرگمی پژوهشگران شده است، زیرا کودکان مبتلا به این اختلالات از ضریب هوشی متوسط یا حتی بالا برخوردارند، ولی در زمینه هایی که نمرات IQ پیش بینی می کنند، مخصوصا در یادگیری خواندن و نوشتن موفق نیستند.

کسانی که اختلالات یادگیری دارند یکی از باورهای رایج انسان ها را به چالش می کشند: کسی که معلول ذهنی نیست، ناراحتی های روانی، نقص های بینایی یا شنوایی ندارد، فقیر نیست و از سایر محرومیت های اجتماعی رنج نمی برد، اصولا باید در مدرسه موفق باشد اما چرا نیست؟

بیش از 50 سال پیش، در سال 1962، در یک کنفرانس با حضور والدین و متخصصان آموزش و پرورش، ساموئل کرک اصطلاح learning disability را مطرح کرد.

از دید کرک، دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری یک گروه ناهمگن بودند که یک وجه مشترک داشتند: همه ی آنها یک مشکل با ریشه های نورولوژیک داشتند که به شیوه های مختلف بر یادگیری تاثیر می گذاشتند.

تعریف اختلال یادگیری

هر اختلالی که در آن موفقیت تحصیلی فرد، با توجه به سن، آموزش و هوش، يا براساس آزمون‌های معیار خواندن و نوشتن و محاسبه، از آنچه انتظار می‌رود بسیار کمتر باشد، اختلال یادگیری توصیف می‌شود.

این اصطلاح، شرایطی چون معلولیت‌های ادراکی، آسیب دیدگی‌های مغزی، نقص جزئی در کار مغز، و خوانش‌پریشی را در بر می‌گیرد.

این تعریف، آن دسته از دانش آموزان را که به دلیل معلولیت‌های دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت‌های محیطی، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند، شامل نمی‌شود.

این کودکان ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است.

هوش آن‌ها کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی مي‌كنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط بر قرار می‌کنند. درخانه نیز یاری‌های لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند.

مشکل کودکان مبتلا به اختلال یادگیری این است که مدام در کارهای درسی خود با مشکل مواجه می شوند. و توانایی لازم برای محاسبات ریاضی، خواندن یا نوشتن را ندارند.

در واقع می توان گفت این دانش آموزان در یک یا چند فرایند روانی که به درک کردن با استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود، اختلال دارند که این اختلال می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود.

  • حال ببینیم برای درمان اختلالات یادگیری چه کارهایی می توانیم انجام دهیم:

درمان اختلالات یادگیری

درمان این اختلال ممکن است در ابتدا بسیار سخت به نظر برسد، چرا که اختلال یادگیری اختلالی دائمی است و در واقع درمان قطعی ندارد اما با تشخیص و مداخله به موقع و ارائه ی آموزش های مناسب می توان مهارت های این کودکان را گسترش داد و به آنها کمک کرد تا زندگی طبیعی داشته باشند.

تشخیص به موقع مشکلات یادگیری و به دنبال آن کابرد روش های آموزشی مناسب در موفقیت تحصیلی کودکان نقش بسزایی دارد.

اغلب والدین در مواجهه با مشکلات کودکشان در یادگیری و کندی او تحمل و صبر خود را از دست می دهند و عصبانی می شوند و حتی ممکن است با سرزنش و تخریب کودکشان اعتماد به نفسش را از او بگیرند و کودکشان را ناامید کنند، ولی نیاز است که والدین در این مسیر صبور باشند و از راهکارهای مناسب بهره بگیرند.

راهکارهای درمانی

  • مراجعه به متخصص

مراجعه به متخصصی که بتواند با دقت مشکل را تشخیص دهد و راهکارهای درمانی مناسب را ارائه دهد و آن ها را اتخاذ کند، کار بسیار مهمی است.

اگر ارزیابی ها نشان دهد که فرزند شما اختلال یادگیری دارد، فرزند شما واجد شرایط دریافت خدمات آموزش ویژه است.

درواقع کمک گرفتن از متخصصین مهمترین مسیر درمانی فرزندتان است که لازم است به موقع این مسیر آغاز شود. از جمله روش های درمانی که متخصصان استفاده می کنند:

  • روش ادراکی – حرکتی (بازی هایی برای آموزش حرکت، تمرینات روی تخته سیاه برای هماهنگی حرکت و ادراک دیداری و حل معما)
  • دارو درمانی (مگا ویتامین تراپی)
  • استفاده از نوروفیدبک
  • روش فرآیند – تکلیف (ارزیابی سطح مهارت کودکان و سپس ارائه ی تکلیف با توجه به سطح کودک و به مرور پیچیده تر کردن تکلیف)
  • اجرای روش حسی – حرکتی بر اختلالات یادگیری (روش درمانی چند حسی و ادراکی – حرکتی، روش چند حسی فرنالد، آموزش تمرین های یکپارچگی حسی، آموزش ادراک شنیداری، روش درمانی ادراکی – حرکتی کپارک، راهبرد کپی و پوشش)
  • بازی های آموزشی (ترکیب بازی به همراه آموزش: بازی دومینو، بازی های رایانه ای)
  • آموزش چند رسانه ای (روش چند رسانه ای آموزشی، چند رسانه ای آموزشی دیکته یار، بسته آموزشی چند رسانه ای)
  • روش شناختی – رفتاری (ایجاد تغییر با استفاده از کار بر روی باورها و رفتارات با استفاده از: آموزش کارکردهای اجرایی حافظه فعال و بازداری پاسخ، خودارزیابی آموزش راهبردهای خود نظم دهی، آموزش مبتنی بر هوش های چندگانه گاردنر، خودآموزی، خود نظارتی، باز آموزی اسنادی)

  • حال کارهایی که نیاز است خودتان انجام دهید:

  • کسب اطلاعات دقیق در مورد اختلال یادگیری

در واقع برای اینکه شما بتوانید مسیری درست را انتخاب کنید و بتوانید همکاری درستی با متخصصین و معلمان فرزندتان داشته باشید نیاز است که اطلاعات دقیقی در مورد این اختلال به دست آورید بنابراین نیاز است که درباره ی نوع اختلالی که فرزندتان با آن مواجه است بیشتر بدانید.

بدانید که اختلال خاص او چگونه بر یادگیری اثر می گذارد و چه مهارت های شناختی در آن دخیلند.

اگر زمینه ی مشکل یادگیری او را بدانید می توانید تکنیک های یادگیری او را راحت تر محک بزنید.

  • در مورد اختلال فرزندتان با او صحبت کنید

مهمترین کاری که لازم است انجام دهید این است که به فرزندتان این اطمینان را بدهید که او خنگ یا تنبل نیست بلکه فقط شیوه ی یادگیری او متفاوت است زیرا ذهنش کلمات یا اطلاعات را به گونه ای دیگر پردازش می کند.

به او بگویید که در همه حال کنارش هستید و اطمینان دارید که با تلاش و پشتکار و کمک صحیح شما می تواند چالش را برطرف کند.

  • کمک به موقع به فرزندتان

به موقع به فرزند خود کمک کنید؛ شناخت علائم اولیه و ارائه ی به موقع کمک و یا عدم ارائه ی حمایت به موقع، می تواند به معنای تفاوت موفقیت و عدم موفقیت فرزنتان شود.

شاید مهمترین دلیل برای درخواست کمک زودهنگام، نجات دادن کودکان از ناامیدی و ناکامی است که نمی داند چرا در مدرسه نمی تواند خوب عمل کند، شما باید خیلی زود و قبل از از دست رفتن اعتماد به نفس فرزندتان به او کمک کنید تا درک کند با دیگران متفاوت است.

  • شناخت نقاط قوت فرزندتان

کودکان داراری اختلال یادگیری اغلب باهوش هستند، مهارت های رهبری دارند یا در زمینه های موسیقی، هنری، ورزشی یا سایر زمینه های خلاق برتر هستند، سعی کنید نقاط قوت فرزندتان را بشناسید و به جای تمرکز بر روی کمبودهای فرزندتان بر روی نقاط قوتی که دارد تاکید کنید و در این موارد به او پاداش بدهید و او را در مناطق مورد علاقه خارج از کلاس تشویق کنید.

  • به عنوان یک تیم برای کمک به فرزند خود، کار کنید

نیاز است که شما با متخصصان و معلمان فرزندتان برای تهیه ی یک برنامه ی آموزشی IEP همکاری کنید.

IEPیک سند مکتوب است که خلاصه عملکرد فعلی فرزند شما، اهداف سالانه و اهداف کوتاه مدت، ماهیت و مدت زمان پیش بینی شده از خدمات ویژه فرزندتان و روش هایی برای پیشرفت ارائه می دهد.

  • بر پیشرفت فرزندتان نظارت داشته باشید

دریافت اطلاعات مناسب چه در مورد جلسات درمانی و چه در مورد فعالیت های کلاسی فرزندتان، بسیار اهمیت دارد.

بر پیشرفت فرزندتان نظارت داشته باشید تا مطمئن شوید نیازهای فرزندتان برآورده می شود.

اگر فرزند شما در حال پیشرفت نیست مشاهدات خود را با پرسنل در میان بگذارید و برای ایجاد تغییر، کار کنید.

  • حقوق قانونی خود را بشناسید

با درخواست خلاصه ای از حقوق قانونی، در مورد حقوق و مسئولیت های ویژه تحصیلی فرزندتان آگاه شوید.

قانون آموزش افراد دارای معلولیت IDEA می گوید که فرزند شما حق دارد آموزش عمومی رایگان و مناسب داشته باشد.

  • دریافت حمایت حین کمک به کودکتان

ممکن است هنگام کار با فرزند دارای اختلال یادگیری خود دچار خستگی مفرط شوید. سعی کنید اگر امکانش را دارید حتما با والدین دیگری که با اختلال یادگیری فرزندشان روبرو هستند در ارتباط باشید و از اطلاعات، دانش و حمایت عاطفی یکدیگر برخوردار شوید.

همچنین با مراجعه به روانشناس و مشاور، سعی کنید در مورد احساسات بدی که ممکن است در شما به وجود آمده صحبت کنید و آنها را اصلاح کنید.

با مراجعه به مرکز مشاوره ستاره ایرانیان و بهره گیری از مشاوران برجسته می توانید روند درمانی اختلال یادگیری فرزند خودتان را طی کنید.

بازدید : 44
22 آبان 1399 زمان : 19:5

شاید برای شما سوال باشد که چطور بعضی از افراد انقدر در زندگی خود موفق هستند؟ چطور چرخ گردون به نفع آن ها می چرخد و یا به زبان دیگر چطور این افراد انقدر خوش شانس هستند. در جواب این سوال ذهنی شما باید گفت که این افراد بر خلاف تصور عامه افراد خوش شانسی نیستند و این شانسشان نیست که موجب پیشرفتشان شده بلکه این افراد قدرت تفکر بالایی دارند و همین قدرت تفکر بالا و منتقدانه است که سبب موفقیت و پیشرفت روز افزونشان شده است.

شاید با شنیدن کلمه ی تفکر انتقادی این تصور در ذهن شما شکل بگیرد که این افراد دارای تفکر منتقدانه، انسان های منتقدی هستند و به صورت پیوسته و همه جا از هر چیزی انتقاد می کنند در صورتی که این نیز باوری غلط است، پس نیاز است که بیشتر با تفکر منتقدانه آشنا شویم.

تفکر انتقادی

تفکر در مورد تفکر در راستای بهبود فرآیند تفکر، در قلب تفکر انتقادی جا دارد. متخصصین امر و نظریه پردازان، به طور کلی تفکر انتقادی را شامل تجزیه و تحلیل، ارزشیابی و استنباط دانسته اند.

تعبیر و تفسیر، تبیین و خود تنظیمی از جمله مولفه های تفکر انتقادی قلمداد می شود.

تعاریف تفکر انتقادی

تعاریف گوناگونی در مورد تفکر انتقادی وجود دارد از جمله:

  1. تعریف تفکر انتقادی از نظر انیس (Ennis) عبارت است از، تصمیم گیری راجع ب این که کدام اقدام انجام شود و یا چه چیزی باور شود، که با استفاده از تفکر تعمق آمیز و استدلال پذیری انجام می گیرد.
  2. از نظر پال (paul)، فرد ماهر در تفکر انتقادی از یک مجموع استاندارهای عقلانی در هنگام تفکر استفاده می کند،که این استانداردها فرآیند تفکر فرد را هدایت کرده و همچنین تفکر انتقادی او را پرورش می دهند.
  3. گروهی از متفکران پژوهشگران پیشرو در حیطه ی تفکر انتقادی، آن را اینگونه تعریف کرده اند: تفکر انتقادی حالتی ایده آل است که فرد در آن، به شکل عادت گونه دارای کنجکاوی، اطلاعات خوب، دلیل مدار، روشن فکر، تمایل به تجدید نظر، وضوح در رابطه با موضوعات، نظم در موضوعات پیچیده، آگاهی در خصوص اطلاعات مرتبط، منطق و عقلانیت در گزینش راه حل ها، تمرکز در جستجو گری و پشتکار در رسیدن به نتایجی که به اندازه ی موضوع دقیق هستند، می باشد.

به طور کلی متفکر انتقادی شخصی است که می تواند ارتباط منطقی بین نظرات و عقاید را درک کند.

در اصل تفکر انتقادی مستلزم این است که از توانایی استدلالتان استفاده کنید و به صورت منطقی و روشن تصمیم گیری کنید.

در نهایت مهمترین کاربرد تفکر انتقادی پیش بینی کردن و آینده نگری است و به فرد کمک می کند با استفاده از جمع آوری اطلاعات و تجزیه تحلیل آن ها، نتایج هر تصمیم و رفتاری را پیش بینی کند به همین دلیل، رسیدن به تفکر انتقادی بسیار مهم است و موجب پیشرفت انسان می شود.

مولفه های مستعد کننده ی عاطفی تفکر انتقادی

  • رویکردهای زندگی کلی
  • کنجکاوی در رابطه با گستره ی متنوعی از موضوعات
  • علاقمندی به داشتن اطلاعات خوب
  • هوشیاری نسبت به فرصت های استفاده از تفکر انتقادی
  • اعتماد به فرآیند جستجوگری منطقی
  • خودباوری به توانمندی خود برای استدلال پردازی
  • روشن فکری در رابطه با دیدگاه های واگرا
  • انعطاف پذیری در مد نظر قرار دادن راه چاره ها و آراء ها
  • درک آرای دیگران
  • انعطاف در ارزیابی دلایل
  • صداقت در رویارویی با سوگیری ها و پیش داوری های فردی، گرایشات خودمحوری و جامعه محوری
  • خویشتن داری در به تعویق انداختن داوری ها یا اصلاح آن ها
  • تمایل به تجدید نظر و اصلاح نظرات درمواردی که این کار ضرورت دارد.
  • رویکردهای مربوط به موضوعات، پرسش ها یا مسائل خاص
  • وضوح در بیان مسئله یا دغدغه
  • نظم در کار
  • هوشیاری در جسنجوی اطلاعات مربوطه
  • منطقی بودن در انتخاب ها و بکارگیری معیارها
  • دقت در متمرکز ساختن توجه بر موضوع پیشروی
  • پشتکار در رویارویی با مشکلات پیش رو
  • دقت تا درجه ای که موضوع اجازه می دهد.

زمانی که فرد از تفکر نسنجیده به سمت تفکر انتقادی در حال حرکت باشد مراحل زیر را طی می کند:

مرحله ی اول← متفکر نسنجیده (فرد از مشکلات خاص تفکرش بی اطلاع است).

مرحله ی دوم← متفکر مطلع (فرد از مشکلاتی که در نوع تفکرش وجود دارد خبر دارد).

مرحله ی سوم← تازه کار (فرد سعی می کند بهتر شود اما تمرین منظمی ندارد).

مرحله ی چهارم← متفکر در حال تمرین (فرد اهمیت تمرین منظم را تشخیص می دهد).

مرحله ی چهارم← متفکر پیشرفته (فرد به نسبت تمرینی که می کند پیشرفته می شود).

مرحله ی پنجم← متفکر برجسته (تفکر ماهرانه و عمیق برای فرد تبدیل به یک عادت شده است).

شاید از خود بپرسید برای اینکه بتوانیم تفکر انتقادی به دست بیاوریم نیاز است که چه کارهایی انجام دهیم؟

قبل از تلاش برای به دست آوردن تفکر انتقادی لازم است که بدانید که رسیدن به تفکر انتقادی کار آسانی نیست و نیاز به تمرین بسیار و صبر و تلاش زیادی دارد.

یاد گرفتن تفکر انتقادی تدریجی است. تغییر عادت های فکری ما یک پروژه ی بلند مدت است که در طی سال ها اتفاق می افتد، در واقع ویژگی های لازم برای تبدیل شدن به یک متفکر انتقادی، نیازمند یک دوره ی طولانی است تا پدید آیند.

راه های رسیدن به تفکر انتقادی

  • پرسیدن سوالات اساسی

سعی کنید در هنگام برخورد با هر چیزی این سوال را از خود بپرسید که هدفتان از انجام این کار چیست و قصدتان این است که به چه چیزی برسید؟ در حال حاضر چه می دانید؟ با پرسیدن سوال های ساده و اساسی می توانید مسئله را از تمام جهات ببینید. همیشه یادتان باشد پیش از اینکه به دنبال راه های پیچیده بگردید، سوال های ساده طرح کنید و به دنبال جواب های ساده برای آن ها باشید.

  • غرض و تعصب را کنار بگذارید

بی غرض بودن و داشتن دیدی باز برای تفکر انتقادی لازم است. کاملا روشن و مشخص است که یک فرد متعصب و باریک بین بسیار سخت می تواند دنیا را درک کند، پس نیاز است که برای داشتن ذهن باز تلاش کنید. داشتن ذهن باز به این معنی نیست که هر نظری را قبول کنید ولی سعی کنید نظرات مختلف و اطلاعات مختلف را جمع آوری کنید و درباره ی آن ها بدون هیچ تعصبی تفکر کنید.

  • گرایش خودتان را مشخص کنید

قضاوت انسان می تواند تحت تاثیر گرایشش، ذهنی، عینی یا گمراه کننده باشد، نیاز است که شما قبل از فرا گرفتن مهارت تفکر انتقادی گرایش و طرز فکر خود را بشناسید.

  • گاهی جای علت و معلول را عوض کنید

بر اساس بررسی های دانشمندان، وارونه کردن هرچیزی می تواند یک راه معتبر برای پیدا کردن راه حل مسائل دشوار باشد. چیزی که علت به نظر می رسد می تواند خودش معلول باشد یا برعکس.

از زوایای گوناگون نگاه کردن می تواند کمکتان کند منتقدانه فکر کنید و راه حل کارآمدتری پیدا کنید.

  • کتاب های ارزشمند بخوانید

وقتی کتاب می خوانید نه تنها اطلاعات جالب و به در بخوری دریافت می کنید بلکه روش تفسیر و آنالیز این اطلاعات را نیز یاد می گیرید. سوال وجواب کردن حین مطالعه می تواند مغز را تمرین دهد تا به روشی منتقدانه فکر کند.

  • با آدم های باهوش معاشرت کنید

انسان های باهوش معمولا راهی موثر برای پردازش اطلاعات بلند و نقطه نظرات هوشمندانه و اساسی دارند که کمکشان می کند موفق باشند بنابراین راهی بهتر از معاشرت با دوستان باهوش برای یاد گرفتن نیست.

  • سعی کنید فرد همدلی باشید

همدلی راهی برای درک و تصور آرمان ها، انگیزه ها و غوغای درون دیگران است. با همدلی و درک دیگران اطلاعات زیادی به دست می آورید که با استفاده از این اطلاعات می توانید ارتقا پیدا کنید و آدم بهتری شوید.

  • این را در نظر بگیرید که امکان اینکه شما بتوانید همیشه منتقدانه فکر کنید وجود ندارد

تفکر انتقادی تنها یک ابزار است که می توانید گاهی آن را همراه خود داشته باشید گاهی هم نه.

شما مجبور نیستید که در مورد هرچیزی به صورت منتقدانه فکر کنید. چیزی که مهم است این است که لغزش هایتان را بشناسید و در آینده از آن ها اجتناب کنید. یاد گرفتن از اشتباهات چیزی است که نباید فراموش کنید. بنابراین از خود انتظار همیشه رفتار کردن بر اساس تفکر انتقادی را نداشته بشید و خودتان را سرزنش نکنید.

مراحل تفکر انتقادی

  • تجزیه و تحلیل

جداسازی یا تقطیع کل مطلب به بخش های کوچکتر برا ی درک موضوع، عملکرد ها وارتباطات

  • اجرایی کردن استاندارها

قضاوت کردن بر اساس قوانین و شاخص های شخصی، حرفه ای، اجتماعی مصوب

  • تمایز قائل شدن

تشخیص شباهت ها و تفاوت های بین اشیا یا موقیعت ها و داشتن دقت بالا برای دسته بندی و رتبه بندی

  • جستجوی اطلاعات

جستجوی مدرک، حقایق یا هر دانشی که از منابع مرتبط حاصل شود و جمع آوری داده های تاریخی، نظری و میدانی از همان منبع

  • استدلال منطقی

نتیجه گیری و جمع بندی بر اساس شواهد به دست آمده

  • پیش بینی کردن

پیش بینی نتایج و اتفاقات و عواقب متاثر از آن

  • تبدیل دانش

تغییر یا تبدیل جایگاه، ریشه یا کاربرد مفاهیم در موضوعات مختلف

بازدید : 31
20 آبان 1399 زمان : 19:3

انسان از همان اولین مراحل رشد خویش، سعی در معنی کردن دنیای اطراف خود دارد. وی باید تجارب خود را به نوعی سرو سامان دهد که بتواند عملکردی سازگارانه داشته باشد.

تعامل انسان با دنیا و سایرین منجر به برداشت ها یا آموخته هایی می شود که باورهای وی محسوب شده و میزان صحت و کارآمدی آن ها یکسان نیست.

بسیاری از ناراحتی ها و بی نظمی ها در زندگی عاطفی افراد ناشی از عقاید غیر منطقی آن ها، در مورد خود و جهان پیرامون است. شناخت درست و منطبق با واقیعت، عامل مهمی در آگاه شدن از زوایای مثبت زندگی و جلوگیری کردن از معیارهای سطح بالا و غیرواقع بینانه برای زندگی است.

تحریف شناختی (خطاهای شناختی)

افکاری که به صورت خودکار پدید می آیند و حالت منفی دارند به «افکار خودآیند منفی» معروف اند و با یکدیگر شباهت هایی دارند. این افکار به دلیل تشابهی که دارند طبقه بندی می شوند و در اصطلاح به آن ها خطاهای شناختی می گویند.

تحریف های شناختی باعث تفسیر منفی، شصی یا اغراق آمیز مشکلات می شوند و منجر به آسیب پذیری افراد نسبت به وقایه منفی مانند فقدان ها و مشکلات زندگی می شوند.

در تمام صورت های خطاهای شناختی، فرد ذهن دیگران را می خواند یا تلاش می کند احساسات و عقاید آن ها را حدس بزند و به حدس خود اعتماد کامل دارد.

در تحریف شناختی واقیعت ها به گونه ای دیگر ادراک می شوند.

تحریف شناختی می تواند به عزت نفس پایین، سطح اضطراب بالا و افسردگی منجر شود.

اگر تحریف شناختی مکرر باشد می تواند به ناراحتی یا اختلال روانی تبدیل شود.

حال در ادامه با انوع تحریف های شناختی آشنا می شویم:

انواع تحریف های شناختی

  1. تفکر دو مقوله ای

به این نوع تفکر، تفکر همه یا هیچ، سیاه یا سفید و یا دو قطبی هم می گویند. افراد دارای این تفکر، در شرایط مختلف، اشخاص را به صورت «یا این یا آن» می بینند و از دیدن تصویر کلی باز می مانند و آن ها را دو سر طیف، نه درون طیف قرار می دهند. در ذهنیت افرادی با این طرز تلقی، همه ی امور به دو طبقه تقسیم می شوند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، ممکن یا غیر ممکن. اگر کسی در لحظه خوب نباشد حتما بد است. اگر کسی خوشبخت نباشد حتما بدبخت است. کمال طلبی نیز به لحاظی شبیه همین طرز تلقی است، برای کمال طلب اگر کاری صد در صد کامل و بی عیب نباشد به کلی بد و خراب است و راه میانه ای وجود ندارد.

  1. پیشگویی (فاجعه سازی)

افراد دارای این تفکر، آینده را به شکل منفی پیشگویی می کنند و باور دارند که اتفاقات به قدری وحشتناک اند که تحملشان از توان آنان خارج خواهد بود. در این شرایط، حوادث به طور غیرواقع بینانه مهیب و وحشتناک تلقی می شوند و حال آنکه در واقع عواقب حادثه تا این حد فاجعه بار نیست. این اشخاص، اغلب درباره ی احساسات خود مبالغه می کنند. ممکن است فکر کنند: نمی توانم این همه عصبانیت را تحمل کنم. نمی توانم دلتنگی را تحمل کنم. این واکنش ها نشانه ی کمی تحمل است. به طور کلی در این تحریف شناختی، فرد پیش بینی می کند که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا اینکه خطرات زیادی وی را تهدید می کنند.

  1. کوچک شمردن جنبه های مثبت

فرد دارای این تحریف شناختی، از تجربیات یا رویدادهای مثبت،سلب صلاحیت می کند و اصرار دارد که این موارد و تجربیات ارزشی ندارند. فرد مدعی است که کارهای مثبت خودش یا دیگران، پیش پا افتاده و ناچیز هستند.

  1. استدلال هیجانی

فرد دارای این تحریف شناختی باور دارد که احساساتش بازتاب واقیعت اند و اجازه می دهد که نگرش و قضاوت های وی او را راهنمایی کنند. او از احساسات خود برای تفسیر واقیعت استفاده می کند.

  1. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی

فرد دارای این تحریف شناختی، هنگام ارزیابی خودش یا دیگران یا موقیعت ها به جنبه های منفی اهمیت بیشتری می دهد و یا جنبه های مثبت را کم اهمیت تر می بیند. در واقع این افراد، اشکالات را بزرگ و نقاط قوت را ناچیز جلوه می دهند.

  1. جداسازی انتخابی (فیلتر ذهنی، نگرش تک بعدی)

فرد دارای این تحریف شناختی، به یک یا تعداد اندکی از جزییات توجه می کند و از دیدن تصویر کلی باز می ماند.

  1. ذهن خوانی

فرد دارای این تحریف شناختی، بدون اینکه مدرک کافی وجود داشته باشد، باور دارد که افکار و نیت های دیگران را می داند (یا اینکه دیگران افکار و نیات وی را می دانند). این افراد فکر می کنند، بدون شواهد کافی می توانند بفهمند که دیگران چه افکار و نیتی دارند.

  1. تعمیم افراطی

این افراد موضوعی را که تنها مربوط به یک موقیعت بوده، به سایر موقیعت ها بسط می دهد. یک بار اتفاق افتادن چیزی، انتظار وقوع دائمی آن را در فرد ایجاد می کند. به طور مثال کسی که یکبار از خوردن غذایی در رستوران مسموم شده است همیشه از غذا خوردن در رستوران اجتناب می کند و معتقد است که تمام رستوران ها غذای مسموم کننده به دست افراد می دهند. یا اگر یکبار در رابطه ی عاطفی شکست خورده باشند معتقد هستند که عشق و رابطه ی عاطفی چیز خوبی نیست و همه ی افراد بی معرفت هستند.

  1. شخصی سازی

فرد دارای این تحریف شناختی، بدون اینکه توضیحات موجه را در نظر گیرد، تصور می کند رفتار دیگران و حوادث بیرونی به او مربوطند و یا ارتباط آشکاری با او دارند. این افراد مدام اتفاقات منفی را به خود نسبت می دهند و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرند. در این تحریف شناختی، فرد اغلب درباره ی حوادث بیرونی و یا حتی درباره ی خود قضاوت نموده و حوادث را با توجه به معنای شخصی آن ها تفسیر می کند.

  • عبارت های بایدی

این افراد مدام به خودشان می گویند که رویدادها و رفتار دیگران و نگرش های خودم «باید» آن طوری باشند که من انتظار دارم، نه آن طوری که واقعا هستند. یعنی فرد به جای اینکه حوادث را بر پایه ی چیزی که هستند ارزیابی کند، بیشتر آن ها را بر اساس چیزی که «باید» باشند تفسیر می کند.

  • نتیجه گیری شتابزده (استنباط دلبخواهی)

فرد دارای این تحریف شناختی، بر اساس شواهد اندک و یا بدون شواهد نتیجه گیری می کند و در مورد هر مسئله ای به صورت شتابزده تصمیم گیری می کند.

  • سرزنش کردن خود یا دیگران

این افراد، علت احساسات بد و یا تجربیات بد خود را در دیگران جستجو می کنند و مسئولیت خودشان را در نظر نمی گیرند و یا برعکس، خودشان را به طور افراطی، مسئول تمام رفتارها و نگرش های دیگران می پندارند.

  • چه می شود اگر؟

فرد دارای این تحریف شناختی مدام از خود سوالاتی با مضمون: اگر فلان اتفاق خاص بیفتد چه می شود. مثلا اگر مضطرب شوم چه اتفاقی می افتد؟ و البته این افراد هر پاسخی هم دریافت کنند راضی نیستند.

  • مقایسه ناعادلانه

این افراد دائم خودشان را با دیگران مقایسه می کنند، در واقع این افراد خودشان را با کسانی مقایسه می کنند که به نظر می رسد عملکرد بهتری از او داشته اند، این افراد در مقایسه ی مکرر خود با اطرافیان، خودشان را حقیر و پست می بینند و اعتماد به نفسشان به شدت کاهش می یابد.

پیامدهای تحریف های شناختی

روان رنجورخویی (درماندگی، اضطراب، افسردگی ناهمنوایی با دیگران و ناخشنودی از زندگی) ، استفاده از مکانیسم دفاعی سرکوبی (مهار احساسات و عدم برون ریزی احساسات منفی و سرکوب آن ها)، برونگرایی افراطی (فعالیت و شوخ طبعی بیش از حد و خارج از حد اعتدال) ، و آزاد اندیشی افراطی (بیش از حد کنجاو و مستقل و ریسک پذیر همراه با رفتارهای پرخاشگرانه)، از پیامدهای تحریف های شناختی هستند.

درمان تحریف های شناختی

با استفاده از درمان شناختی – رفتاری (CBT)، می توان تحریف های شناختی را درمان کرد.

آنچه برای شناخت درمانگر اهمیت دارد این است که باورهای ناکارآمد را از کار بیاندازد و به جای آن باورهایی را که بیشتر بر مبنای واقعیت هستند و کارآمدی بیشتری دارند را جایگزین کند.

اگر با خواندن این مقاله، متوجه وجود تحریف های شناختی در خود شده اید می توانید جهت درمان و رفع این تحریف های شاختی از مشاوران مرکز مشاوره ی مشاورانه، کمک دریافت کنید. متخصصان ما به صورت تخصصی شما را در این زمینه یاری خواهند کرد.

بازدید : 45
18 آبان 1399 زمان : 19:0

اختلال نقص توجه (ADHD)

اختلال نقص توجه/بیش فعالی شرایط ذهنی است که در آن کودکان مبتلا علائمی نشان می دهند که آشکارا بیانگر بی توجهی – حواس پرتی و بی نظمی هستند، ولی علائم معمولی یک کودک معلول ذهنی (مثل تاخیر در رشد ذهنی) را نشان نمی دهند.

این مجموعه رفتارهای ناسازگار معمولا در سنین پیش دبستانی نشان داده می شوند.

والدین ممکن است چنین گزارش دهند که کودکشان دائم می دود، زمین می خورد و تا ظهر خود را در حد مرگ خسته می کند، به نظر می رسد که این کودکان تحت تاثیر نیروهای نامرئی قرار دارند، نیروهایی که مجبورشان می کند تا به طور دائم در تکاپو و فعالیت باشند.

والدین کودکان بیش فعال از این ناراحتند که هرگز نمی توانند توجه فرزندشان را جلب کنند تا برایشان داستان بخوانند، یا از سرعتشان بکاهند تا برایشان حرفی بزنند.

آموزش این کودکان بسیار دشوار است زیرا آنقدر توجه ندارند که معلم بتواند با آنها ارتباط موثر برقرار کند.

از آنجا که اختلال بیش فعالی/نقص توجه یک اختلال فراگیر است، اگر در کودکی درمان نشود علائم در بزرگسالی هم ادامه خواهد داشت.

وقتی کودکان در با اختلال نقص توجه/بیش فعالی به بزرگسالی می رسند، بیش فعالی و تکانشگری رفتاری کاهش می یابد و به جای آن نافرمانی در محل کار، تداوم شغلی کوتاهتر، اعمال ضد اجتماعی بیشتر، نقص های شناختی پایدارتر، الکلیسم یا دیگر اختلال های سوء مصرف مواد ظاهر می شود، بنابراین درمان موثر و پایدار آن در سالهای ابتدایی زندگی از اهمیت بالایی برخوردار است.

برای درمان این اختلال از روش های درمانی زیادی می شود بهره برد که یکی از این درمان ها بازی درمانی است که اثرات بسیار خوبی بر اختلال نقص توجه/بیش فعالی دارد.

بازی

کودکان به دلیل پایین بودن سطح تفکر انتزاعی، به مانند بزرگترها، قادر به بیان هیجانات و احساسات خود نیستند.

سرکوب و عدم مهارت در بیان احساسات به ویژه از نوع منفی آن، بهداشت روانی کودک را به مخاطره می اندازد. از این رو پیدا کردن راهی که کودک را قادر نماید به شیوه ای غیر از بیان کلامی، هیجانات خود را بروز نماید کاملا ضروری به نظر می رسد.

بازی، ابزاری است که کودک به کمک آن خود را بیان می نماید و برای هر کودکی، جدا از نژاد، زبان و ملیت، وسیله ی مناسبی جهت تخلیه ی هیجانات و ابراز خود می باشد. بازی کارکردی متناسب با سن است، تلاشی که همزمان در یک فرآیند بدنی و اجتماعی اتفاق می افتد.

بازی عموما نقطه مقابل کار است. یک فعالیت سرگرم کننده که فارغ از اجبار و غیر منطقی بودن، فرصت مناسبی را جهت بیان احساسات به فرد می دهد.

4 ویژگی عمده بازی عبارت است از:

  • ذاتی بودن

بازی فعالیتی است که کودکان تمایل ذاتی به انجام آن را دارند و بدون یادگیری و آموزش به سمت بازی گرایش دارند.

  • آزادانه انتخاب شدن

کودک در انتخاب نوع بازی آزاد است، تعدد بازی ها و خلاقیت در کشف بازی های جدید این فرصت را برای کودکان ایجاد می کند.

  • غیر واقعی بودن

بازی فعالیتی غیرواقعی است و کودک با قدرت تخیل خود می تواند در جریان بازی در نقش های غیر واقعی ظاهر شود.

  • کارکرد فعالانه و لذت بخش

این ویژگی مهم ترین خصیصه ی بازی است که تمایل کودک را برای مشارکت و بازی افزایش می دهد.

در درمان کودکان، بازی به عنوان یک وسیله ی ارتباطی نیز بکار می رود. با مشاهده ی کودک هنگام بازی، می توانیم به میزان توانایی و درک او در زمینه های گوناگون مانند ارتباط برقرار کردن با دیگران، درک او از مردم و همچنین درکی که از خود دارد پی ببریم.

بازی درمانی

بازی درمانی جایگزین مناسبی برای دامنه ی وسیعی از مشکلات روان شناختی کودکان و نوجوانانی است که در دامنه ی سنی 3 تا 16 سال قرار دارند و روشی مناسب برای برآوردن و پاسخگویی به نیازهای بهداشت روانی کودکان است و از طرف متخصصان به عنوان مداخله ی موثر و مناسب در برخورد با رشد مغزی کودکان شناخته شده است.

این برنامه ی درمانی توسط روانشناسان و پژوهشگران مختلفی طی چندین دهه برای طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات استفاده شده است و اثر بخشی آن نشان داده شده است و در درمان اختلالاتی مانند اختلالات اضطرابی، افسردگی، ترس و خشم، نقص توجه/بیش فعالی و همچنین مشکلات مرتبط با مدرسه و رفع مشکلات بچه های طلاق نقش دارد.

بازی هایی که در بازی درمانی مورد استفاده قرار می گیرند انواع مختلف دارند: بازی های تقلیدی (دادن نقش هایی مثل پدر و مادر به کودک برای پی بردن به اضطراب و ترس و حتی نقاط قوت کودک)، بازی های خلاقیتی (شن بازی، موسیقی، نقاشی، خمیربازی)، بازی های گروهی(آموزش راه های سالم برقراری ارتباط)، بازی های جسمی، بازی های نمایشی (استفاده از نقاب انسان، حیوان عروسک و ...) از جمله ی بازی های مورد استفاده در بازی درمانی هستند.

مراحل اجرای بازی درمانی:

  1. تشخیص
  2. انتخاب تکنیک بازی درمانی به عنوان روش درمان
  3. برنامه ریزی فرایند درمان
  4. اجرای برنامه ی درمان
  5. ارزیابی رفتار

قدرت بازی درمانی مانند حل مسئله، خود تنظیمی و آموزش مستقیم و غیر مستقیم می تواند به کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی جهت تشخیص و ارتباط برقرار کردن با مشکلاتشان از طریق بازی و شرکت کامل در درمان کمک کند.

اختلال نقص توجه/بیش فعالی بر حیطه‌های متعددی از فعالیت کودک از جمله: سرعت و میزان کار، درک دستورات شفاهی، پردازش فکر، توجه و تمرکز، مشکلات حافظه، ایجاد ارتباطات صحیح بین آموخته‌ها، رمز گشایی و رمزگردانی، نظم و انضباط، سازماندهی، درک روابط فضایی و هماهنگی چشم و دست اثر می‌گذارد.

در بازی درمانی برای درمان اختلال نقص توجه و دیگر اختلالات، گاه فقط تمرکز بر کودک است و گاهی درمانگر علاوه بر کودک بر رابطه ی والد – کودک و همچنین محیط زندگی کودک نیز متمرکز می شود و سعی می کند در حین کار بر کودک از طریق بازی درمانی، جهت شناسایی نقص های رابطه ی والد – فرزندی و اصلاح آن ها تلاش کند.

بازی هایی که در درمان اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار می گیرند:

  • خمیربازی از جمله بازی های خلاقیتی است که در درمان مشکلات اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار می گیرد.

در یک بررسی مشخص شد که خمیر بازی در زمینه رفع یا تخفیف مشکلات حافظه، توجه، تمرکز، درک روابط فضایی، بهبود حرکات ظریف دست هماهنگی چشم و دست، سازماندهی، تخلیه هیجانی و آرامش به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اثر بسزایی دارد .

به طور مثال درکودکی که به علت وجود رفتار تکانشی به ظاهرپرخاشگر و خشن است و در جایی که اذیت کردن، کتک زدن، و یا پرتاب کردن شیئی بطرف سایرین قابل قبول نیست وی می‌تواند خمیر را بکوبد آن را به روی میز بیاندازد، آنرا خم کند و البته این کارها اعمال خراب کننده نیستند زیرا دوباره می‌توان خمیر را به صورت اول در آورد.

بازی با خمیر و گل برای کودک آرامبخش است. کودک می‌تواند خمیر را دستمالی کند چنگ بزند فشار دهد در آن حفره ایجاد کند. آنرا پهن کند. اشیاءکوچک رادرآن پنهان کند و سپس پیداکند.

  • بازی کلمات احساسی نیز از دیگر بازی های مورد استفاده در درمان اختلال نقص توجه/بیش فعالی است.

هدف اساسی از انجام این بازی، کمک به کودک برای ابراز احساساتش می باشد. کودکان عمدتا قادر به ابراز احساسات خود به صورت کلامی نمی باشند. به وسیله ی این بازی می توان کودکان را ترغیب کرد احساسات خود را در قالب کلمات نوشته شده بر روی کاغذ و یا بر اساس تصویر کشیده شده از هر احساس بر روی کاغذ نشان دهد.

این بازی برای تمام کودکان صرف نظر از داشتن یا نداشتن اختلال قابل اجراست و توانمندی کودک را در بیان احساسات و هیجاناتش افزایش می دهد و به خود ابزاری کودک کمک می کند.

این تکنیک رفتاری به ویژه برای کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری، نقص توجه/بیش فعالی، کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی به صورت خاص قابل اجرا و موثر می باشد.

کودکان در حین بازی حالت دفاعی خود را برای بیان احساسات از دست می دهند و فرصت بیشتری می یابند تا احساسات خود را بروز دهند. این بیان احساسات در یک شرایط خوشایند و غیر تهدید آمیز رخ می دهد.

به طور کلی می توان گفت که با کمک بازی درمانی می توان عملکردهای منفی و ناسالم عاطفی، احساسی و رفتاری کودکان را تشخیص داد و به معالجه ی زودهنگام ناتوانی های جسمی و روانی او پرداخت.

اگر شما نگران برخی رفتارهای کودکتان هستید و علائم اختلال نقص توجه/بیش فعالی را در کودک خود مشاهده می کنید، می توانید با مراجعه به مرکز خدمات روان شناختی ستاره ایرانیان از خدمات بازی درمانی در جهت درمان این اختلال و بهبود رشد شخصیتی و روانی کودکتان بهره ببرید. این مرکز با کادری مجرب شما را در این امر یاری خواهد کرد.

بازدید : 48
جمعه 16 آبان 1399 زمان : 18:56

در مقالات گذشته، من ویژگی های اساسی را که مردم به طور همیشگی یا عاشق می خواهند ، بررسی کرده ام . به طور خاص، من نیز کشف کرده است که زنان چه در یک شریک می خواهند و چگونه این خواسته ها ممکن است در طول زمان تغییر کند. مقالات قبلی در مورد برخی از ویژگی های مردانه مفصل است که ممکن است برخی از زنان نیز مورد توجه قرار گیرد، مانند تنظیمات آنها در موهای صورت مردان .

با این وجود، برخی از سردرگمی ها هنوز در مورد ویژگی های خاص مرد است که برای انواع مختلف زنان جذاب است. به عنوان مثال، آیا زنان واقعا به مردان غالب احترام می گذارند، که مسئولیت و رهبری دارند؟ یا آنها بیشتر به مردان معتبر جذب شده اند، که توسط دیگران مورد تمجید و احترام قرار می گیرند؟ چه نوع رابطه ای و توجهی که دوست دارند، چه نوعی دارد؟

برتری و با کلاس بودن به عنوان راهکارهای تولید مثل مردان

برای پاسخ دادن به این سوالات، یک مقاله پژوهشی توسط کریگر و فیتزجرالد (2011) را مرور کردم. این جفت ها علاقه مند به بررسی استراتژی های مختلف تولید مثل و تنظیمات ارتباطی با مردان معتبر و غالب بود. آنها دو نوع را به شرح زیر تشریح کردند:

مردان با نفوذ اجتماعی، رقابتی، قاطع و معتبر هستند، با استفاده از مهارت های اجتماعی قوی خود برای نشان دادن قدرت نسبت به دیگران.

مردان با اعتماد به نفس از طریق درجۀ اجتماعی و دانش و توانایی های خاصی دست می یابند، همتایان خود آنها را به موقعیت های برجسته ارتقا می دهند.

Kruger و Fitzgerald (2011) برای بررسی این ویژگی ها، توصیف یک مرد غالب و معتبر به شرکت کنندگان در تحقیقات مرد و زن را ارائه کردند. آنها سپس از شرکت کنندگان خواستند تا توصیفات را با چهره های مختلف مردان مطابقت دهند، که در آنها چگونه مردانه یا زنانه متفاوت بود. از شرکتکنندگان نیز خواسته شد تا نشان دهند که جذابیت آنها معتقد است که زنان می توانند مردان را برای یک رابطه جنسی کوتاه، یک رابطه مرتب سازی (2 ماهه) و یک رابطه بلندمدت پیدا کنند.

یافته های این تحقیق نشان داد که هر دو شرکت کنندگان مرد و زن توصیف مرد غالب را به صورت مردانه تر نشان دادند در حالیکه مرد معتبر نسبت به صورت زنانه بیشتر نسبت به آن ارتباط داشت. همچنین، هر دو شرکت کننده زن و مرد معتقد بودند مردان مذهبی برای شرکای کوتاه مدت برای زنان جذاب تر هستند، در حالیکه مردان معتبر برای همکاران دراز مدت از آنها خواسته می شوند. به طور کلی، مشارکت زن و مرد در میان همجنسگرایان وجود دارد - اگر چه مردان تمایل بیش از حد به جذابیت تسلط بر زنان را، به ویژه برای روابط بلندمدت، بیش از حد ارزیابی کردند.

تمرکز بر برتری یا با کلاس بودن

به طور کلی، مردان غالب به پیوند موفق کوتاه مدت مرتبط بودند، در حالیکه مردان معتبر با پیوند موفق دراز مدت مرتبط بودند. بنابراین، اگر مردان به دنبال همجوشی کوتاه مدت (یا زنان می خواهند یک سر و صدا کوتاه مدت)، پس تمرکز بر تسلط مردانه مردان ممکن است راهی برای رفتن باشد. در مقابل، اگر مردان به دنبال یک رابطه بلند مدت (یا زنان بخواهند یک شریک طولانی مدت)، پس تمرکز بر اعتبار مرد می تواند بیشتر مفید باشد.

سپس بسته به ترجیح شما، ممکن است به تمرکز بر روی موارد زیر کمک کنید:

مردان غالب اغلب با حرکت های جسورانه و جذاب رفتار رفتار می کنند . آنها اغلب زبان بدن باز و فراگیر دارند . آنها همچنین قوی و استفاده از تماس پرشور چشم و لمس شرکای بالقوه عاشقانه با اطمینان . آنها بیشتر بر ویژگی های مردانه تحت کنترل خود تمرکز می کنند ، مانند بدن و سبک - و کنجکاو و مطمئن خواهد بود - از آنچه می خواهند مستقیما می خواهند .

مردان معتبر اغلب با ارتباطات جذابیت روان شناختی ایجاد می شوند . آنها اغلب یک سبک منحصر به فرد و ویژه دارند که مهارت و استعداد آنها را نشان می دهد . آنها هم معمولا مکالمات خوب هستند - برقراری ارتباط قوی با دیگران و دانستن اینکه چگونه از کلمات برای ایجاد جاذبه استفاده کنند . آنها تمرکز خود را بر جایزه دادن به یک شریک قرار می دهند و همچنین سپاسگزار خواهیم بود. همچنین، آنها ممکن است به دنبال آنچه که آنها کمی بیشتر به طور غیر مستقیم می خواهند، با این وجود در رویکرد خود متقاعد کننده خواهد بود .

بازدید : 27
جمعه 9 آبان 1399 زمان : 19:51

هنگامی که غده تیروئید بیس از حد هورمون تیروکسین تولید کند بر روی متابولیسم بدن تاثیر می گذارد و سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد در این حالت پرکاری تیروئید رخ می دهد.
پرکاری تیروئید با عولرضی همراه است وباعث لاغری، مشکلات جسمانی و ضربان قلب تند و نامنظم می شود.
برای درمان تیروئید پرکار روش هایی وجود دارد و باید آن را جدی بگیرید تا درمان شود در غیر اینصورت عوارض بدتری را مشاهده خواهید کرد.
اگر تیروئید پرکار را جدی نگیرید ممکن است باعث پوکی استخوان و سکته قلبی شود و از نظر روانی بر اعصاب و روان شما تاثیرات نامطلوبی میگذارد و باعث استرس و فشاز عصبی می شود.
در این مقاله در مورد علل و نشانه ها و روش های درمانی تیروئید پرکار صحب خواهد شد.
نشانه های پرکاری تیروئید چیست؟
غده ای پروانه ای شکل روی گلو وجود دارد نقش آن تنظیم عملکرد بدن است که به آن تیروئید گفته می شود.
برای پرکاری و کم کاری تیروئید باید آزمایش گرفته شود اما درآزمایش همه علائم به خوبی نشان داده نمی شود.
در صورتی که تیروئید پرکار درمان شود نشانه های زیر از بین می رود. که می توانید مورد مطالعه قرار دهید.
- ضربان قلب افزایش می یابد و در حالت عادی ممکن است فشار خون نیز افزایش یابد.
- غده تیروئید بزرگ می شود یه به عبارتی گرفتار گواتر می شوید.
- نمی توانید گرما را تحمل کنید و تعرق بسیار زیادی دارید.
- در ناحیه هایی از بدن به خصوص شانه، لگن و ران ضعفی را حس می کنید. دستان و انگشتان به صورت غیرارادی و ناخودآگاه شروع به لرزیدن می کند.
- چشم ها برجسته می شود و پلک بالا به سمت پایین کشیده می شود.
- در آقایان میل جنسی کاهش می یابد و پستان ها بزرگ می شود.
- در زنان قاعدگی به صورت نامنظم است و خونریزی حجم آن بسیار کم می شود.
- ممکن است گرفتار مشکلات گوارشی شوید و حرکات روده تغییر کند و همچنین اسهال داشته باشید. در بعضی موارد اشتها افزایش می یابد و افراد به کاش وزرن شدیدی مبتلا می شوند. ( در افراد مسن ممکن است وزن آن ها افزایش یابد.)
- بر روی پوست اثر می گذارد و ممکن است ضخامت پوست تغییر کند . بیماری های پوستی مانند خارش بدن، سرخی کف دست و نوک انگشتان متورم شود.
- بر روی روان و اعصاب فرد اثر می گذارد و باعث بد اخلاقی، زودرنجی، ناامیدی، بی حوصلگی، بیماری دوقطبی ... به وجود می آید.
- بر روی ذهن اثر می گذارد و باعث کند شدن و تحریک پذیری ذهن و اختلالاتی در تمرکز می شود.
- باعث تحرک زیاد و بیش فعالی می شود و انرژی زیادی را به دنبال دارد. فرد بی قرارشده وبه بی خوابی دچار می شود.
- استفراغ و تهوع
- صدا خشن می شود و درد هایی را در گردن حس می کند.
- سرگیجه و نفس تنگی ایجاد می شود.
توجه داشته باشید که ممکن است علائم جسمانی تیروئید از بین برود و درمان شود اما علائم روانی ممکن است مدت ها باشد و مشکلاتی را برای فرد ایجاد کند.
مشاوره و روانشناس می تواند به شما کمک کند تا بدون استفاده از روش های غیردارویی از نظر روانی سلامت خود را به دست آورید.
چه عواملی باعث بروز پرکاری تیروئید می شود؟
عوامل مختلفی وجود دارد که ممکن است باعث پرکاری تیروئید شود شایع تر از همه بیماری گریوز است.
علائم بیماری گریوز چیست؟ این بیمای بر روی چشم اثر می گذارد و باعث می شود پشت چشم ها عرق کند و درد چشم و اشک ریختن و بیرون زدگی چشم را در چی دارد.
عوامل دیگری که باعث تیروئیدپرکار می شود در زیر ذکر شده است که می توان با شناسایی و درمان به موقع تا حدودی این بیماری را درمان کرد و درصد ضررهای آن را کاهش داد.
- استفاده بیش از حد و زیاده روی در مصرف ید
- التهاب تیروئید یا تیروئیدیت
- رشد توده غیرسرطانی بر روی غده تیروئید
- برای درمان بیماری های دیگر بیش از اندازه هورمون های تیروئید استفاده شود.
- غده تیروئید به صورت نیمه حاد ملتهب شود.
- بر اثر تجمع گلبول های سفید ( لنفوسیت ها) غده تیروئید ملتهب شود و یا التهاب تیروئید بعد از زایمان
- تومورهای بیضه ها و تخمدان ها
- سابقه خانوادگی ابتلا به پرکاری تیروئید
- استرس و فشار عصبی، این عامل بر روی خانم اثر بسیاری می گذارد.
- مصرف بعضی از داروها که بر روی تیروئید اثر می گذارد و باعث پرکاری تیروئید می شود.
یکی از مهم ترین عواملی که باعث تیروئید پرکار می شود استرس و اضطراب بسیار زیاد می باشد. استرس در خانم ها بیشتر خودش را نشان می دهد و باعث بیماری در زنان می شود.
با درمان استرس های غیر طبیعی می توان تا حد زیادی از پرکاری تیروئید جلوگیری کرد.
چگونه پرکاری تیروئید تشخیص داده می شود؟
برای تشخیص پرکاری تیروئید روش های مختلفی وجود دارد و می توان با مراجعه به پزشک و با انجام آزمایش ها و تست های مشخص، پرکاری تیروئید را تشخیص داد و درمان مناسبی را برای آن در نظر گرفت.
برای بررسی دقیق تیروئید و تشخیص درست آن می توان عوامل زیر را بررسی کرد.
- بررسی بدن بیمار از نظر جسمانی
- بررسی داروهای مصرفی و تاریخچه دارویی بیمار
- انجام تست خون
- آزمایش جذب ید رادیواکتیو و اسکن تیروئید
- بررسی اندازه غده با استفاده از سونوگرافی
- انجام آزمایش تیروئید
پیامدهای عدم درمان پرکاری تیروئید
اگر تیروئید پرکار درمان نشود می تواند عوارض خطرناکی داشته باشد و بر روی قلب تاثیرات منفی می گذارد.
علاوه بر قلب بر در بارداری هم ضرردارد، در زیر بسیاری از ضررهایی که بر روی قلب می گذارد را مورد بررسی قرار می دهیم.
- اختلالاتی مربوز به ضربان نامنظم قلب مانند فیبریلاسیون دهلیزی ایجاد می کنند که به آن آریتمی قلبی می گویند.
- بزرگ شدن حفره درون قلب و نازک شدن عضلاتی قلب که اتساع قلبی گفته می شود و همچنین باعث نارسایی احتقانی قلب می شود.
- ایست ناگهانی قلبی
- فشار خون بالا
افرادی که به پرکاری تیروئید مبتلا هستند بیش از اندازه کلسیم و پتاسیم مصرف می کنند اما مواد مصرق شده از طریق ادرار و مدفوع دفع می شود، و به دلیل دفع مواد، مواد معدنی بدن کم می شود و باعث آرتروز مفاصل می شود.
پرکاری تیروئید بر روی روان فرد اثر می گذارد و استرس و فشارهای عصبی زیادی را بر روی فرد وارد می کند که باعث ایجاد مشکلات جسمانی و روانی می شود.
سوخت و ساز افرادی که پرکاری تیروئید دارند بسیار بالا و غیر طبیعی می باشد و سوخت و ساز زیاد باعث افزایش درجه حرارت بدن می شود که این مسئله فرد را بی حوصله و کلافه می کند.
درمان پرکاری تیروئید
برای پرکاری تیروئید درمان های متفاوتی وجود دارد که به سن و جنسیت و و ضعیت جسمانی و وخامت حال بیمار بستگی دارد و بر اساس این شرایط نوع درمان مشخص و تجویز می شود.
در ادامه با مهم ترین درمان ها آشنا خواهید شد.
ید رادیواکتیو
با استفاده از یک داروی خوراکی بنام ید رادیواکتیو می توان غده تیروئید را منقبض کرد، این دارو توسط غده جذب می شود و علائم و نشانه های بیماری کمتر می شود و دوره درمان آن سه تا شش ماه می باشد.
این روش درمانی فعالیت تیروئید را به شدت کم می کند و این عمل تا جایی پیش می رود که تیروئید کم کار شده و باید برای تقویت تیروئید از دارویی بنام تیروکسین استفاده شود.
داروهای ضد تیروئید
با استفاده از داروهای ضد تیروئید می توان جلوی تولید هورمون های تیروئید را گرفت و مقدار آن را کاهش داد.
داروهای ضد تیروئید( Propylthiouracil و Methimazole) علائم پرکاری تیروئید را کاهش می دهد و علائم بعد از 6تا 12 هفته شروع بهبود می کند، اما اگر درمان به وسیله قرصا انجام شود معمولا دوره درمان یکسال یا بیشتر طول می کشد.
بسیاری از افراد به طور دائمی به پرکاری تیروئید مبتلا می شوند و بعضی ها درمان می شود و ممکن است بیماری بازگردد.
داروهای ضد تیروئید ضررهای بسیاری دارند و آسیب های شدیدی به کبد وارد می کنند و گاهی ممکن است سبب مرگ شوند.
از آنجا که Propylthiouracil آسیب‌های جدی تری به کبد وارد می‌کند و ضررهای زیادی بر بدن باقی می گذارد باید مصرف شود که Methimazole قابل تحمل نباشد، در صورت عدم اضطرار اصلا مورد استفاده قرار نگیرد.
بتابلوکرها
بتابلوکرها سطح تیروئید را پایین نمی آورد و برای درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار می گیرد.
پزشکان برای کاهش علائم پرکاری تیروئید از این دارو استفاده مس کنند تا ضربان قلب را کاهش دهند و مانع تپش قلب شوند.
جراحی
یکی از روش های درمانی جراحی است اما برای همه افراد مناسب نیست و تعداد کمی می توانند از این روش استفاده کنند.
افرادی که جراحی به آن ها آسیبی نرساند و با درمان رادیواکتیو مخالف باشند و بدنشان داروهای ضد تیروئید را تحمل نکند می تواند از روش جراحی استفاده کنند.
چند نکته دانستنی
افرادی که تیروئید پرکار دارند با کنترل رژیم غذایی و استفاده از رژِم غذایی که فاقد گلوتن باشد می توانند تیروئید خود را کنترل کنند و غذاهای فاقد گلوتن برای مشکلات تیروئیدی مفید است.
بیمارن باید از چربی دوری کنند و از لبنیات کم چرب استفاده کنند زیرا برای آن ها مفید است.
بیماران باید اطلاعات کافی در مورد مواد مصرفی خود داشته باشند تا خوراکی ها و موادی که به آن ها ضرر می رساند استفاده نکنند.
آن ها باید روزانه 3الی 4 لیوان آّ مصرف کنند و شکر را از برنامه غذایی خود حذف کنند.
حذف غداهای نیم آماده و فست فودی و کنسروی و حذف نوشیدنی های کافئین دار می تواند برای آن ها مفید باشد و یکی از مهم ترین مراقبت های پزشکی به شمار می آید.
افراد به بیماری های عصبی و استرس مبتلا می شوند آن ها برای درمان استرس و کاهش فشار عصبی می توانند از مشاور کمک بگیرند.
سوالات متداول
مهم ترین علت پرکاری تیروئید چیست؟
بیماری گریوز نقش مهمی در پرکاری تیروئید ایجاد می کند .
بیماری گریوز در زنان بیشتر دیده می شود و تعداد زنان نسبت به مردان بسیار بیشتر است.
به همین دلیل گروه بیشتری که به تیروئید پرکار مبتلا می شوند زنان می باشند.

بازدید : 38
3 آبان 1399 زمان : 18:28

به چه دلیل دختران از خانه فرار می کنند؟

فرار دختران ازخانه آثار و پیامدهای زیان باری دارد و مشکلاتی را برای فرد،خانواده و جامعه به وجود می آورد.متاسفانه فرار دختران از خانه رو به افزایش است و وضعیت جامعه به مرز بحرانی نزدیک می شود.

عوامل مختلفی باعث بروز این مشکل می شود که مهم ترین آن ها عبارتند از: مشکلات دختران در دوره نوجوانی، عدم بهداشت روانی در سطح خانواده و ناهنجاری‌های اجتماعی.

هر یک از این عوامل به تنهایی میتواند مشکلات روحی و فشارهای سنگینی برای فرد به همراه داشته باشد.اما اگر خانواده در این زمینه اطلاعات کافی داشته باشد با آگاهی خود میتواند جلوی این فاجعه را بگیرد.

فرار دختران از خانه

دخترانی که زیر سن قانونی و بدون اطلاع و اجازه پدر و مادرش خانه را به مدت زمان نامشخصی ترک می کنند را به عنوان دختران فراری می شناسند.این مساله میتواند در مورد پسران نیز باشد اما برای دختران خطرات بیشتری دارد و با پیامدهای زیان باری مانند اعتیاد، بی بند و باری ،فحشا و فقر همراه است. و این دختران اگر گرفتار سودجویان شوند عواقب ناخوشایندی در انتظارشان خواهد بود.

دلیل فرار دختران از خانه

فرار دختران از خانه یک آسیب اجتماعی به شمار می آید و دلایل آن مشکلات فردی،خانوادگی و اجتماعی است.

در ادامه این عوامل را بررسی میکنیم.

1.دوران نوجوانی و بلوغ

محدوده سنی 18-12 سالگی، دورانی بسیار حساس برای دختران می باشد و در این سن دختران به شدت آسیب پذیر می شوند و احتمال فرار آن ها از خانه بیشتر است. و این موضوع بیشتر در دوره نوجوانی اتفاق می افتد چون دختران به سن بلوغ می رسند و از نظر عاطفی دچار تغییراتی می شوند. دختران در این دوره بسیار زودرنج و حساس هستند و درون گرایی و انزوا طلبی، جلب توجه و... شدت بیشتری دارد.

2.ابتلا به اختلالات شخصیت

یکی دیگر از دلایل خانه گریزی دختران مبتلاشدن آن ها به اختلالات شخصیتی است.دخترانی که به اختلالات شخصیتی نوع B دچار می شوند بیشتر در معرض خانه گریزی هستند و نشانه‌هایی مانند عصبانیت و پرخاشگری، رفتارهای پر خطر و نابهنجار، مصرف مواد و خودزنی در آنها نمایان می شود.

  1. فرار دختران ازخانه | اضطراب و افسردگی

هرفردی ممکن است در زندگی دچار اضطراب و افسردگی شوند اما گاهی اوقات اضطراب و افسردگی حکم یک بیماری دارد و قدرت تصمیم منطقی را از فرد گرفته و فرد در موقعیت های حساس و بحرانی دچار سردرگمی میشود و این عامل می تواند نقش مهمی در خانه گریزی دختران داشته باشد.

4. وجود اختلافات زناشویی و سردی در روابط خانوادگی

یکی از عوامل مهم خانه گریزی دختران به دلیل نداشتن امنیت روانی و عاطفی دختران در محیط خانواده است.مشکلات و دعواها و تعارضات والدین در صورتی که به طور منطقی و درست حل نشود فرزندان را درگیر می کند و این تنش ها شرایط نامساعدی در محیط خانه ایجاد میکند که باعث سردی روابط خانوادگی شده و منجربه فرار دختران از خانه می شود.در صورتی که والدین به فرزندشان محبت نکنند و به نیازهای عاطفی و رشدی دختر خود توجهی نداشته باشند و بیشتر محیط خانه را درگیر اختلافات زناشویی کنند دختران به امید رسیدن به زندگی رویایی خود و برای تجربه کردن محبت و آرامش از خانه فرار می کنند.

5. تعصبات و سخت گیری های زیاد والدین

بسیار مهم است که با فرزندان خود دوست باشیم و روابط صمیمی و دوستانه ای با آن ها داشته باشیم تا در صورت داشتن مشکل بتوانند راحت با والدین در میان بگذارند و احساس ترس و ناراحتی نداشته باشند.اگر میان خانواده و دختر فاصله و شکافی بیفته احتمال اینکه به طرف دوست ناباب و جنس مخالف کشیده شود و یا رفتارهای پرخطر انجام دهد به شدت افزایش می یابد.

خانواده ها نباید بین دختر و پسر فرق بگذارند و سخت گیری بیش از اندازه با دختران داشته باشند چون این تبعیض جنسیتی زیاد باعث می شود دختران به حرف والدین توجه نکنند و به فکر فرار از خانه باشند.

6. مرگ والدین و بد سرپرستی ناپدری یا نامادری

بدسرپرستی یکی دیگر از عوامل خانه گریزی دختران می باشد در خانواده هایی که یکی از والدین یا هر دو فوت شده باشند .ناپدری و نامادری وارد محیط خانه می شوند. در بعضی اوقات ناپدری و نامادری شرایط سخت و غیرقابل تحملی را برای دختران به وجود می آورد که باعث میشود دختران از محیط خانه سرد شده و زندگی درخارج از خانه را ترجیح دهند.

7. فرار دختران از خانه | اعتیاد و بد سرپرستی والدین

اعتیاد والدین باعث می شوند خانه مکان ناامنی برای فرزندان باشد و فرزندان احساس خطر کنند و در معرض سوء استفاده‌های جسمی، عاطفی و جنسی قرار گیرند. چون شرایط مناسبی در خانه وجود ندارد و جو خانوادگی نامساعد است دختران از خانه فرار می کنندو به خارج از خانه پناه می برند.

8. افزایش ناهنجاری های اجتماعی

فرزندان اگر به راحتی بتوانند وارد شبکه های اجتماعی شوند درحالی که آموزش های کافی در مورد نحوه استفاده درست از فضاهای مجازی را ندیده باشند ممکن است باعث ناهنجاری های اجتماعی از جمله خانه گریزی دختران شود.

این مشکل به خصوص برای نوجوانان که سن آن ها حساس است و بسیار کنجکاو و درصدد هویت یابی هستند می توانند اثرات زیان بار و مخربی را به همراه داشته باشد.

یکی دیگر از عواملی که باعث می شود نوجوان شخصیت خود را بر اساس الگوهای غلط پایه ریزی کند.تقلید کورکورانه و تاثیر پذیری از دوستان است که باعث اختلاف بین نوجوان و خانواده می شود و نوجوان به هنجارشکنی و ستیز با والدین می پردازد و فرار از خانه را برای دور شدن از والدین در نظر می گیرد.

9. فرار دختران از خانه | فقر اقتصادی

زمانی که خانواده گرفتار فقراقتصادی شود و نیازهای اولیه مانند خوراک ، پوشاک و بهداشت در خانواده تامین نشود، در بین اعضای خانواده تنش و درگیری افزایش می باید و اختلافاتی را در میان اعضای خاانواده ایجاد می کند و این اختلافات باعث برهم خوردن تعادل نظام خانوادگی می شود.

فقر اقتصادی و تهی دستی خانواده کودک را به سمت کار کردن در سن پایین میکشاند که باعث می شود کودک به سمت کار های خلاف برود و شغل های نامناسبی را تجربه کند و دختران به فرار از خانه فکر کنند. وهمچنین در بسیاری از خانواده های فقر به دختران توجه نمی شود و نادیده گرفته می شوند و همین بی محبتی باعث میشود دختران به سمت بیرون از خانه کشیده شوند و چون موقعیت رشد و پیشرفت آن ها در خانه امکان پذیر نیست به راحتی گول افراد تبهکار را می خورند.

پیشگیری از فرار دختران از خانه

والدین می توانند با رعایت کردن برخی از نکات از خانه گریزی دختران،ناراحتی و هنجارشکنی آن ها پیشگیری کنند.

نکات عبارت اند از:

1.ارتباط صمیمانه

والدین باید با فرزندان رابطه صمیمانه و دوستانه ای داشته باشید و در عین حال که محدودیت های مشخصی برای فرزندان در نظر میگیرید باید آزادی های قابل قبولی در اختیارشان قرار دهید تا با شما احساس راحتی داشته باشند و در هنگام وقوع مشکل صحبت با والدین را به دوستان ترجیح دهند.نقش مادر در این زمینه بسیار پررنگ است و یکی از مهم ترین اعضای خانواده در برقرار کردن حس رفاقت بین خود و فرزندان به شمار می آید.و مادر باید با رفتارهای صحیح با فرزند خود به خوبی آشنا باشد تا کمتر با فرزندان به مشکل خورد.

2.توجه به مشکلات روحی

اهمیت دادن به حالت روحی فرزندان بسیار مهم است و والدین باید مراقب حالت روحی فرزندان باشید زیرا بسیاری از نوجوانان در شرایط استرس زا و ناراحتی به فکر از خانه فکر می کنند.والدین باید اطلاعات خود را در مورد دوره نوجوانی بالا ببرند و آگاهی کافی داشته باشند و بیشتر به فرزند خود توجه کنند چون نوجوانی دوره طغیان احساسات است.

مشکلات والدین و فرزندان یک مساله طبیعی است اما اگر والدین آگاهی کافی نداشته باشند و با روحیات فرزندان آشنا نباشند ممکن است این ناآگاهی به یک فاجعه همچون فرار دختران از خانه تبدیل شود.

3.جدی گرفتن تهدیدها

نوجوانان قبل از اینکه تصمیم به فرار از خانه بگیرند سعی میکنند راه ارتباطی با خانواده را به روش ها دیگری به دست آوردند و با اعضای خانواده ارتباط خوبی برقرار کنند. اما اگر موفق نشدند تهدید هایی را انجام میدهند که نمونه های بارز آن خودکشی و فرار از خانه است.والدین باید این تهدیدها را جدی بگیرند وسعی کنند این مشکلات را حل کنند.البته این معنی را نمی دهد که والدین به همه خواسته های فرزندان بها دهند ونباید همه را به خاطر فرزند خود قبول و مطیع فرزند باشند.

سخن آخر

بلوغ سن بسیار حساسی برای دختران است.آگاهی دادن به خانواده ها درمورد تغییرات سن بلوغ با استفاده از آموزش و استفاده از خدمات مشاوره میتواند جلوی بسیاری از اتفاقات ناخوشایند را بگیرد.برای جلوگیری از این معضل اجتماعی باید والدین محیط گرم و دوستانه در خانواده و روابط مناسب و صمیمی با دختران ایجاد کنند.

رفتار صحیح مادر با دختر نوجوان خیلی مهم است و به دختر کمک میکند تا در صورت وجود مشکل مادر را به عنوان حامی خود در نظر بگیرد.

در صورتی که مشکلات در خانواده قابل حل نباشند و مثل گره کور شده باشند مشاوره خانواده بهترین گزینه برای حل اختلافات است.

بازدید : 88
2 آبان 1399 زمان : 18:25

در زندگی پر مشغله امروزی استفاده بهینه از زمان برای بسیاری از افراد ضروری و در عین حال دشوار است. مدیریت زمان باعث می شود که در زمینه شغلی و تحصیلی برنامه ریزی درستی داشته باشید و احتمال رسیدن به موفقیت افزایش یابد.و باعث پیشرفت در اهداف شخصی می شود و با برنامه ریزی و مدیریت زمان صحیح، مسیر رسیدن به اهداف مشخص می شود.کمبود زمان به دلیل عوامل مختلفی پیش می آید که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • داشتن رویاهای غیرمنطقی
  • اهمال کاری و ناتوانی در تصمیم گیری
  • عدم مهارت در اولویت بندی کارها
  • واگذار نکردن کارها به دیگران
  • نداشتن برنامه ریزی صحیح و درست

و کسانی که با کمبود وقت مواجه می شوند چون کارشان به درستی پیش نمی رود اعصابشان خورد شده و دچار ناراحتی روحی و روانی می شوند و فشار روانی و استرس باعث می شود که بازدهی کارشان کاهش یابد.به همین دلیل باید با راه های مدیریت آشنا شوید.یکی از روش هایی که بازدهی فردی را به حداکثر می رساند و استفاده ای بهینه از زمان می کند تکنیک پومودورو می باشد.در ادامه به مطالعه تکنیک پومودورو می پردازیم که امروزه در جهان طرفداران زیادی دارد و بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

تعریف مدیریت زمان

مدیریت زمان چیست؟ به معنا آن است که برنامه های خود را به گونه ای زمان بندی و سامان بندی کنید که بتوانید بیشترین بهره وری را داشته باشید به عبارت ساده تر زمان را به بهترین حالت ممکن بین کارهایتان تقسیم بندی کنید تا بتوانید کارها با کیفیت خوب به اتمام برسانید.بعضی اوقات با زمان کمی رو به رو می شوید در حالی که کارهای شما روی هم انباشته شده است و بسیار زیاد است.تقسیم بندی زمان به شما کمک می کند که کارهای خود را به خوبی و هوشمندانه انجام دهید و از زمان اندک خود بهترین استفاده را داشته باشید.

اهمیت مدیریت زمان چیست؟

مدیریت کردن زمان اهمیت بسیاری دارد و برخی از این اهمیت ها در ذیل ذکر شده است:

  1. اگر زمان را به درستی مدیریت کنید کارهایتان بازدهی عالی خواهد داشت و موجب افزایش بهره وری و کارایی می شود.
  2. کاهش استرس،چون کارها به موقع انجام می شود و طرف حرص نمی خورد.
  3. استفاده عالی از موقعیت ها و فرصت ها و امکان افزایش پیشرفت و موفقیت
  4. بالارفتن اعتماد به نفس،چون کارها به موقع انجام می شود فرد از کارهایش راضی و خشنود است.
  5. اگر نتواند زمانی را به درستی مدیریت کند آثار نامطلوبی دارد و باعث استرس و فشار روانی می شود.
  6. وجه خاص و حرفه ای در تحصیل و شغل

دلایل کمبود زمان

اگر شما همیشه با کمبود وقت مواجه می شوید و نمی توانید به خوبی زمان را مدیریت کنید احتمالا با یکی از دلایل کمبود زمان رو به رو هستید که در زیر بیان شده است:

  1. اهداف غیر واقعی

بسیاری از افراد رویاپرداز هستند و هدف هایی در سر دارند که در توان آن ها نیست و هر چند برای این اهداف زمان داشته باشند باز هم به نتیجه نمی رسند پس افراد باید توانایی هایی خود را در نظر بگیرند و با محدودیت زمان آشنایی داشته باشند تا بتوانند اهداف خود را انتخاب کرده و به آن ها نظم بدهند در غیر این صورت و حجم زیادی از کارها رو به رو می شوند که جز سردرگمی چیزی برای آن ها ندارد.و در نهایت با کمبود وقت مواجه می شوند.

  1. عدم مدیریت زمان به دلیل عدم مهارت در اولویت بندی

امروزه مشغله ها زیاد است و افراد نمی رسند همه کارها را انجام دهند و بسیاری از افراد هستند که وقتی کارها روی هم انباشته می شود سردرگم می شوند و توانایی اولویت بندی در کارها را ندارند در نتیجه با کمبود وقت مواجه می شوند. اگر آن ها مهارتی در اولویت بندی کارها داشته باشند می توانند زمان خود را تقسیم بندی کنند تا به راحتی کارها را به اتمام برسانند.

  1. واگذار نکردن کارها به دیگران

گاهی اوقات بهتر است برای اینکه کارها به بهترین صورت انجام گیرد هر کار را به شخص خاصی بدهیم و کارها را بین افراد تقسیم کنیم. این تقسیم کار باعث می شود که زمان به خوبی مدیریت شود و کار با کیفیت انجام شود. اما بعضی اوقات پیش می آید که در هنگام تقسیم بندی کار ،اشتباه کرده ایم و کار موردنظر را به فردی سپرده ایم که توانایی انجام آن را را ندارد و وقت و زمان زیادی را هدر داده است.در نتیجه بهتر است هر کار را به فردی که در آن زمینه تخصص داره محول کنیم.

  1. اهمال کاری

یکی از مهم ترین عواملی که برای کمبود وقت می توان نام برد اهمال کاری می باشد یعنی طرف زمان خود را هدر می دهد و کارهای فرعی می پردازد و به علت های مختلف کار را به تعویق می اندازد و هنگامی که زمان موردنظر به حداقل رسید شروع به انجام دادن کار می کند و کار را با عجله به اتمام می رساند در حالی که کار کیفیت خوبی ندارد.

تکنیک پومودورو از راه های مدیریت زمان

یکی از رایج ترین روش برای مدیریت زمان استفاده از تکنیک پومودورو می باشد.

تکنیک پومودورو چیست؟ تکنیکی است که زمان مشخص شده را صرفا برای یک تکلیف تقسیم بندی می کند و زمان استراحت در بین بازه های کاری در نظر می گیرد.

اهداف تکنیک پومودورو:

- بهره گیری از حداکثر بازده فردی هنگام انجام دادن فعالیت ها

- استفاده بهینه از زمان تعیین شده

- تاکید بر توانایی فرد در زمینه فعالیت مورد نظر

- تمرکز داشتن و توجه به فعالیت

مدیریت زمان ، با تکنیک پومودورو آشنا شوید

یک پژوهشگر و کارآفرین موفق به نام فرانچسکو سیریلو برای اینکه اهداف تحصیلی خود را به خوبی دنبال کند و به موفقیت برسد تکنیک پومودورو را برای مدیریت کردن زمانش ابداع کرد.او یک تایمر به شکل گوجه فرنگی داشت و این تایمر به صورت میکانیکی کار می کرد و زمان را تقسیم بندی می کرد و فرانچسکو با استفاده از زمان تقسیم بندی شده کارش را به خوبی انجام می داد. و اسم تکنیک به معنی گوجه فرنگی در زبان ایتالیایی است.

پایه و اصول تکنیک پومودورو

در تکنیک پومودورو نکاتی وجود دارد مثلا اگر شما برای موضوع و یا تکلیفی زمان محدود در نظر بگیرید خیلی بهتر است و فعالیت را با تمرکز و دقت بهتری انجام می دهید تا اینکه بدون در نظر گرفتن زمان و بدون اینکه دقت کنید چقدر زمان صرف انجام فعالیت شده است شروع به انجام کار کنید. و بهتر است هنگام انجام فعالیت،ذهن خود را بر روی همان فعالیت متمرکز کنید تا بتوانید در زمان محدود ولی با کیفیت انجام دهید اگر چند فعالیت را باهم انجام دهید باعث حواس پرتی می شود و کارایی و نتیجه مناسبی به همراه نخواهد داشت.

مدیریت زمان ،شیوه اجرای تکنیک پومودورو چگونه است

تکنیک پومودورو به صورت زیر اجرا می شود:

  1. اهداف خود را به گام های کوچک تقسیم کنید

اگر یک هدف بزرگ را در نظر بگیرید ممکن است دچار ترس شوید و آرامش کافی برای رسیدن به هدف نداشته باشید. برای مقابه با هراس ایجاد شده باید هدف را به هدف های کوچک تقسیم کنید تا با آسودگی و آرامش خاطر بتوانید برای هدف خود تلاش کنید و در مسیر رسیدن به هدف لذت ببرید و دچاره دلهره و ترس نباشید. و هنگامی که هدف های کوچک به نتیجه می رسد باعث می شود که انگیزه بگیرید و برای رسیدن به هدف بعدی با یک نیرو خاص عمل کنید در نتیجه انگیزه باعث می شود که با تمرکز بهتر و بازدهی بالاتری به هدف نهایی برسید.

  1. برنامه ریزی کردن

قبل از اینکه تکنیک پومودورو را شروع کنید باید تعداد فعالیت هایی که قصد دارید انجام دهید را مورد بررسی قرار دهید و همچنین زمانی را مشخص کنید و بر اساس فعالیت مورد نظر زمان را تخمین بزنید تا بتوانید بهترین زمان را برای فعالیت در نظر بگیرید.

  1. ناتوانی در حفظ تمرکز برای طولانی مدت

انسان نمی تواند برای یک مدت طولانی تمرکز داشته باشد در اینجا تکنیک پومودورو زمان را به خوبی تقسیم کرده و بعد از هر 25 دقیقه کار و فعالیت زمان استراحتی را در نظر گرفته است.

  1. مدیریت زمان ، استفاده از تایمر 25 دقیقه ای

برای انجام یک فعالیت باید زمان را به خوبی مدیریت کنید برای این کار می توانید از یک تایمر استفاده کنید و آن را برای 25 دقیقه تنظیم کنید و بعد از هر 25 دقیقه فعالیت، 5 دقیقه استراحت کنید و این روند را 4 مرتبه تکرار کنید و بعد 15 الی 30 دقیقه به استراحت بپردازید. تا بتوانید دوباره 4 دوره 25 دقیقه آماده شوید.

5. نحوه سپری کردن زمان های استراحت

همانطور که گفته شد برای فعالیت ها بازه زمانی خاصی در نظر گرفته شده است و هر 25 دقیقه فعالیت نیاز به 5 دقیقه استراحت دارد و شما باید در این فرصت به کار فکر نکنید و با بلند شدن از میز کار،نوشیدن آب ،خوردن میوه و تنقلات و قدم زدن و ... انرژی را برای ادامه کار به دست آورید و باید 4دوره این 25دقیقه کار و 5دقیقه استراحت را انجام دهید و بعد از آن استراحتی 15الی 30 دقیقه ای داشته باشید.و به انجام فعالیت های آرامش بخش بپردازید تا بتوانید با انرژی مضاعف در مسیر هدف قرار گیرید.

6. پایبند بودن به برنامه زمانی

پایبند بودن به برنامه و انجام فعالیت بر اساس زمان مشخص شده در تکنیک پومودورو اهمیت بسیاری دارد و شما در هنگام انجام فعالیت باید عواملی که باعث عدم تمرکز شده را بشناسید و هنگام فعالیت گرفتار آن ها نشوید و این عوامل ممکن است بازی با گوشی،تلفن زدن و صحبت کردن با دوستان وبسیاری از کارهای دیگر باشد چون باعث پایین آمدن کارایی تکنیک می شوند.پس در صورت امکان کارهای متفرقه را در زمان استراحت خود انجام دهید و زمان را به درستی مدیریت کنید و خانواده و اطرافیان در جریان برنامه ریزی خود قرار دهید تا در زمان مشخص شده مزاحم فعالیت شما نشوند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    چت باکس
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 95
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 30
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 31
  • بازدید ماه : 337
  • بازدید سال : 1387
  • بازدید کلی : 1697
  • کدهای اختصاصی